خرید بک لینک

اینم حتما یه مرضه, که خودم رو میزنم به نشنیدن و بهش میگم چی؟ چی گفتی؟ تا حالا هم نفهمیده که این مدلی دارم زمان میخرم ... یا جبران کنه و یا بگه هیچی ... هیچی نگفتم ... یا بگه اصلا غلط کردم که گفتم. و من درست مقابل خودم, بادی به غبغب بندازم که دیدی چطور درستش کردم!

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

به هر دایره ای که خواستم وارد بشم, انگار بسته شده بود. خیلی دیره ... فک کنم همینجوری فقط ادامه بدم.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

همیشه بعد از یه زلزله, عجیب ترین سکوت رو میشه تجربه کرد.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

۱. آره. همون سالها باید میرفتم سنتور یاد میگرفتم و تو مسیر برگشت, تو اون کتابفروشی توی میدون, کنار دست اون دختره می ایستادم به توضیح و تعریف کتابا. باید همون سالها از اول مهر شروع میکردم به خوندن طراحی, گاهی هم سر میزدم به گروه موسیقی و وسط افت و خیز

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

۱. یکی از مواردی که قدرت جذب را بالا میبرد, داشتن پاسخ مدون برای هر سوال و ناسوالی است. اصولا دعوت به تفکر عاملی می شود برای دافعه.

۲. قرار بود خوشحال باشیم.

۳. احمد پروین

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

دست خودم نیست این نگرانی. اینکه دلم حال و هوایش یک مدلی هست که فقط خودم میدانم و خودم. و درست همین وسط درگیر خرافات و نگاه های اطرافیان هم میشوم. آنها که به خیال خودشان شکست را حتمی می دانستند و منتظر بودند تا به گوششان برسد, ولی هنوز ایستاده ام. بله ... همان چیزی می شوی که دلت میخواسته, و من همان زنی شده ام که سالهاست باوجود در هم شکستن ها, صبوری کرده, نادیده گرفته, نشنیده گرفته ... اما از دور تابلویی از زیبایی هاست. و این تمام خواستنی هایم این نبوده ...

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

یکی میگفت که : « مولانا سخن نمیفرماید » ! ... سخن بهانه است . آدمی را با آدمی آن جزو ِ مناسب جذب میکند ، نه سخن.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

من هم مثل بقیه ی آدم معمولی ها, دلم میخواست دست هایت را می کشیدم و می آوردمت بالا سر روزها و شب ها. درست مثل یک مهندس ناظر ساختمان. برایت توضیح میدادم و از چند و چونش میگفتم. هم زمان نگران هم بودم که نکند این ساخته ها از پای بست خراب باشند و به دلت یک حجم بزرگی نگرانی بیندازد. و تو باز هم بزرگوار باشی و حضورت برایم حکم یک ساحل پهناور داشته باشد. حالا خودمانیم ... یا خاطر جمع بیخیالی و یا آسوده ی دور.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

دوباره برایم ثابت کن. ثابت کن که چقدر تنها و درمانده ام. که چقدر ظالم و جاهل و بی عرضه ام. و من هربار مطمئن تر میشوم که چقدر این جسم و روح چروک خورده ام را بیشتر از تو و دیگران دوست دارم.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

تعداد رفتن ها و بگذار برود ها, زیاد شده است. اما هنوز مثل سابق, تنها هستم.

برچسب: نویسنده: میلاد سلطانی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 9:26

صفحه بندی